السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

309

تحرير الوسيلة (فارسى)

متعارف خم شود بطورى كه دستش به زانويش برسد ، و احتياط آن است كه كف دست به زانو برسد . بنابراين ، به مقدارى كه خم شدن صدق كند ، كفايت نمىكند . ( 1 ) مسألهء 2 - كسى كه بر خم شدن كه در ركوع لازم است ، قدرت نداشته باشد ، بايد [ - براى خم شدن ، به چيزى ] تكيه دهد و اگر با تكيه كردن هم نتواند ركوع نمايد ، به هر مقدارى كه مىتواند ، بايد خم شود . و در [ چنين حالتى ] به نشستن منتقل نمىشود هر چند بطور نشسته بر ركوع قادر باشد ، امّا اگر بطور كلّى از خم شدن [ ايستاده ] معذور باشد منتقل به نشستن مىشود ( و بايد نشسته ركوع نمايد ) و احتياطا يك نماز ديگر - ايستاده كه به حالت ايستاده به ركوع آن اشاره نمايد - بخواند و اگر بر ركوع نشسته [ هم ] قدرت نداشته باشد ، در اين صورت اشاره كردن كفايت مىكند بنابراين بايد ايستاده براى ركوع به وسيلهء سرش ، اشاره نمايد و اگر توانايى آن را نداشته باشد ، دو چشمش را به عنوان ركوع كردن مىبندد ، و آنها را به عنوان سر برداشتن از ركوع باز مىكند و ركوع شخص نشسته به اين است كه بطورى خم شود كه صورتش مقابل زانوهايش قرار گيرد و افضل و احتياط آن است كه بيشتر از اين مقدار خم شود ، بطورى كه صورتش مقابل جاى پيشانيش ( مهرش ) قرار بگيرد . ( 2 ) مسألهء 3 - در خم شدن شرط است كه به قصد ركوع باشد . بنابراين ، اگر مثلا به قصد گذاشتن چيزى بر زمين خم شود ، كفايت نمىكند كه آن را ركوع قرار دهد ، بلكه چاره‌اى نيست كه بايستد ، سپس به قصد ركوع خم شود ( 3 ) مسألهء 4 - كسى كه كمرش مادرزادى يا به جهتى [ مثلا مريضى ] ، مانند شخص در حال ركوع است ، اگر بتواند و لو به وسيله تكيه دادن ، با قامتى راست بايستد كه قيام واجب حاصل شود تا از آن قيام به ركوع رود ، واجب است چنين كند و اگر نتواند بطور كامل راست بايستد ، بايد ( در هر حال ) چاره‌اى نيست از مقدارى راست ايستادن كه به قيام نزديكتر است ، و اگر بطور كلى نتواند ، بايد كمرش را [ به قصد ركوع ] بيشتر از آنچه خم است خم كند ، اگر چه از حدّ ركوع خارج نمىشود امّا اگر توانايى آن را ندارد ، يا به جهت آن كه قدرت بر خم شدن بيشتر ندارد ، يا آنكه خمى كمرش به نهايت مرتبهء ركوع رسيده ، بطورى كه اگر بيشتر خم شود از حد ركوع خارج مىشود ، بايد به همان خمى كمر ، قصد ركوع نمايد و احتياط ترك نشود كه با سر ، هم اشاره به ركوع نمايد و در صورتى كه توانايى اشاره به سر را ندارد ، بنابر احتياط چشمها را براى ركوع ببندد و براى بلند شدن از آن ، آنها را باز كند و احتياط بيشتر آن است كه با خمى كمر و اشارهء سر و بستن چشمها در صورت امكان ، قصد ركوع نمايد . ( 4 ) مسألهء 5 - اگر ركوع را فراموش كند و به طرف سجده فرود آيد و قبل از آنكه پيشانيش را بر زمين نهد ، يادش بيايد ، بايد برگردد بايستد ، سپس ركوع نمايد ، و كفايت نمىكند كه خميده برخيزد تا به حدّ ركوع برسد ، و اگر بعد از آنكه وارد سجدهء اول شده و يا سر از سجدهء اوّل برداشته ، يادش بيايد ، احتياط ( واجب ) آنست بدان گونه كه گذشت ( بايستد و ) به ركوع برگردد و نماز را تمام كند ، سپس آن را اعاده نمايد .